تبليغاتX
2خترای باحال

اینم کیانا خانم ما


|+|
حرف دل فاti در شنبه هشتم تیر 1387 لحظه ای که دلم گرفت 15:8
هر کسی دل داره

سلام

بچه ها اینو برام ژسر عموم کشیده

اول ابتدایی دلم براش می شوزه  بچه تو چه فکرایی /فاطی


|+|
حرف دل فاti در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 لحظه ای که دلم گرفت 14:20
این کوچولو زندگی منه

      


|+|
حرف دل فاti در جمعه سوم خرداد 1387 لحظه ای که دلم گرفت 22:47
به خدا توکل کنیم بیشتر از خودمون به ما علاقه داره

كوهنورد :


كوهنوردي كه همواره تنها سعود ميكرد شبي تاريك در زمستاني سرد ، در هنگام بالارفتن از كوه پايش ميلغزد و از ارتفاع بسيار بالايي سقوط ميكند . در زماني كه در هوا معلق بود و با سرعت به سوي زمين سقوط ميكرد . در همين هنگام ناگهان طناب كوله پشتي اش به محلي گير ميكند و در هوا آويزان ميشود . همه جا را تاريكي مطلقي فرا گرفته بود و تمام بدن كوهنورد از وحشت ميلرزيد . با تمام وجود خدا را به كمك ميخواند. صداي ميشنود كه به او ميگويد آيا اطمينان داري كه من ميتوانم كمكت كند ؟ كوهنورد ميگويد بله . صدا ميپرسد آيا واقعا اطمينان داري ؟ كوهنورد ميگويد بله مطمئن هستم . صدا ميگويد پس طناب كوله پشتي ات را با چاقو قطع كن ! كوهنورد بر وحشتش افزوده ميشود و با تمام قدرت طناب را نگاه ميدارد .
وقتي كه هوا روشن ميشود . كوهنوردان در پايين كوه ، جنازه كوهنوردي را پيدا ميكنند كه در فاصله بسيار كمي از زمين به طناب كوله پشتي اش آويزان در هوا معلق بوده و از شدت سرما يخ زده است ./فاطمه(نه فاطی)


|+|
حرف دل فاti در پنجشنبه دوم خرداد 1387 لحظه ای که دلم گرفت 23:14

                   این دوتا جیگرای من هستن/فاطی   


|+|
حرف دل فاti در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 لحظه ای که دلم گرفت 17:22

ایام فاطمیه را به تمام مسلمین در سراسر جها ن تسلیت می گم.

(روزای خوبیه  دختر پیامبر هم داغ دیده است حرف دلسوخته ها رو درک می کنه براش درددل کنید.)

                                     

                                     


|+|
حرف دل فاti در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 لحظه ای که دلم گرفت 21:17
فقط خدا

بچه ها چند هفته پیش واسم یه مشکلی پیش اومد خیلی بزرگ بود  ...خیلی

ولی نه به اندازه قدرت خدا...خیلی مونده بود تا پیش خدا بزرگ تلقی کنه 

 تا اینکه خودش  درسش کرد...قربونش برم...خودش حلش کرد...قربونش برم...

می خوام از این پس برم پیش خودش ...خیلی بامرامه...آخرشه....اینو که انجام دادم حل شد

باور نداری امتحان کن:

                       "لا حول و لا قوته الا بالله توکلت علی الحی

                        الذی لا یموت و الحمدلله الذی لم یتخذ ولد

                       اولم یکن له شریک فی الملک ولم یکن له

                      ولی من الذل وکبره تکبیرا"

اینو بخون به ماه نمی کشه مشکلت حل میشه مال من که به هفته هم نکشید . 

تازه علاوه بر اینکه حل شد قضیه از این رو به اون رو شد

نیت کن و بعد نذر کن که واسه برطرف شدنش(تا موقعی که برطرف نشده)مثلا

 روزی سه دفه می خونم اگه نتیجه گرفتی خبرم کن  خوشحال می شم./فاطی


|+|
حرف دل فاti در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 لحظه ای که دلم گرفت 23:20

خاکستر قلیونتم  می سوزم تا بسازمت/فاطی


|+|
حرف دل فاti در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 لحظه ای که دلم گرفت 18:1
خــــــــــــــدایا دوست دارم

بچه ها این اولین نوشته خودمه  می دونم زشته ولی می خوام از این به بعد نوشته های  خودمو آپ کنم.

 

بنام اونی که وقتی تنها تر از درخت انار تو حیاطمون یا شایدم  نه.مثل بچه که تازه به دنیا

اومده همه دورش  رو گرفتن هسـت.همــونی که بهاری وقتی از بالای درخـت زرد آلوپایین

افتادم فقط اسم اون از دهنم در اومد...

همونی که مثل یه سایه همرام و همپام اومد تا من به اینجایی که هستم رسیدم .همونی که اونقدر

دوسم داشت که دیروز میون گریه هام (به خاطر اون بی سر و پا)یه دفه خنده رو به من بخشید.

یه لحظه بود درسته کم بود ولی باور کن خیلی با حال تر از حرفای اونایی که می گن عاشقمونن

و به موقع جا می زنن بود.همونایی که حتی وقت رد شدن از روی پل هم تنهات می ذارن ...خیلی

نامردن ...من نمی گم خوبم ...نمی گم نامرد نیستم.ولی لا اقل دیگه روی پل حتی دشمنم رو هم تنها

نمی ذارم...

حالا با این همه حرفایی که زدم شناختیش...آره ...اون همون خدامونه...خدای خود خود خودمونه...

مال منه.حتی وقتی از این دنیا سیرم (خ)اسمشو هم به صد تا نامرد( یا نه مردا و وفادارا)نمی دم .

اونا هم وقتی می خوان از رو پل رد بشن.تنها باشن.ببینن قدیمی ترین پل ها هم نمی شکنه چه

برسه به این پلا...راستی اون پل تو روز قیامت زیر پاشون

که می شکنه./فاti


|+|
حرف دل فاti در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 لحظه ای که دلم گرفت 8:11
دست نوشته هام

خدایا:

        وقتی اونو سر راهم قرار دادی هیچی نگفتم

        وقتی عاشقم کردی هیچی نگفتم

        وقتی اونو ازم گرفتی  بازم هیچی نگفتم

ولی خدا یه سوال دارم ؟

                                       چرا....چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بچه ها این یکی از دست نوشته هام بود  نظرتون خیلی برام با ارزشه /فاطی


|+|
حرف دل فاti در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 لحظه ای که دلم گرفت 11:36
onLoad and onUnload Example